جمعى از نويسندگان
167
مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)
هنگامى كه عنوان بصرى با پاسخهاى منفى امام صادق ( عليه السلام ) روبهرو شد ، آزردهخاطر مىشود . او در يادكرد آن روزها مىگويد : « من از اين موضوع غمگين شدم و از نزد او بيرون آمدم و پيش خود گفتم : « اگر خيرى در من مىديد ، مرا از آمد و شد و بهرهمندى از خود بازنمىداشت » . به مسجد پيامبر ( ص ) رفتم و بر وى سلام دادم و فرداى آن روز دوباره به روضه [ ميان قبر و منبر پيامبر ( ص ) ] بازگشتم و دو ركعت نماز خواندم و گفتم : « خدايا ! خدايا ! از تو مىخواهم كه دل جعفر را بر من نرم كنى و مرا از دانشش روزى دهى تا با آن به راه راستت رهنمون شوم » . اندوهناك و غمگين به خانهام بازگشتم و ديگر با مالك بن انس رفت و آمد نكردم ؛ چون دلم از دوستى جعفر لبريز گشته بود و از خانه ، جز براى نمازهاى واجب ، بيرون نيامدم تا اينكه طاقتم تمام شد . چون سينهام تنگ شد ، كفش به پا كردم و ردا بر دوش افكندم و پس از نماز عصر قصد خانهء جعفر را كردم . چون به در خانهاش رسيدم ، اجازه خواستم . خادمش بيرون آمد و گفت : « نيازت چيست ؟ » گفتم : « سلام دادن به آن بزرگوار » . گفت : به نماز ايستاده است » . روبهروى در نشستم . « 1 » عنوان ، پس از توسل به حضرت حق ، با پشتكارى وصفناشدنى توانست نام خويش را در فهرست علاقهمندان به علوم اهل بيت ( ع ) ثبت كند ؛ چه اينكه « من جَدَّ وَجَد ؛ آن كه كوشش كند ، به هدف خواهد رسيد » . « 2 » او به منزل امام صادق ( عليه السلام ) راه يافت تا بتواند راهكار رسيدن به علم حقيقى را از آن بزرگوار دريافت كند . بيان دقيق ماجراها توسط عنوان ، نشاندهندهء دقت و ضبط او در نقل روايات است . از سوى ديگر ماجراهاى حاشيهاى اين ديدار به ما مىآموزد كه عالمان ، بسان درختان پرثمرى هستند كه براى دستيابى به علم و دانش ايشان بايد صبر پيشه كرد كه « الصبر مفتاح الدرك » . « 3 » چرا امام صادق ( ع ) از ابتدا عنوان بصرى را به حضور نپذيرفت ؟ پاسخ هاى مختلفى را مى توان به عنوان احتمال مطرح كرد ؛ نخست آنگونه كه خود امام مطرح كردند زمان دعا و اذكار امام بوده و مناسب نمى دانستند كه برنامه اذكار خويش را تغيير دهند . احتمال دوم آن است كه امام با شناختى كه از مذهب وى داشت ، مى خواستند او را بيازمايند كه با توجه به عواقب و مشكلات آيا همچنان حاضر به رفت و آمد با امام هست يا
--> ( 1 ) - طبرسى ، علىبن الحسن ، مشكاهىالانوار ، ص 562 . ( 2 ) - اين عبارت همانند عبارت « من لج ولج » از ضربالمثلهاى عربى است و حديث نيست ؛ ر . ك : عجلونى ، اسماعيل بن محمد ، كشف الخفاء ، ج 2 ، ص 243 ، رقم 2451 . ( 3 ) - ابن شعبهى حرانى ، حسن بن على ، تحفالعقول ص 207 .